السيد محمد حسين الطهراني
54
نگرشى بر مقاله بسط و قبض تئوريك شريعت دكتر عبد الكريم سروش (فارسى)
خطابه و جَدل و شعر و مغالطه ، و مسائلى كه يكى از مقدّماتش از اينها تشكيل شده باشد ، قابل قبول نيست . نتيجه ، تابع أخَسّ مقدّمتين مىباشد ؛ و هر دو مقدّمهء قياس بايد برهانى باشد . براى اين امرِ مهمّ است كه علم منطق را وضع كردهاند ، و بو على سينا منطق عجيب « شفآء » را نوشته است و خواجه نصير الدّين طوسى آن كتاب قطور منطق « أساس الاقتباس » را تأليف نموده است ؛ و تا هم اكنون خواندن علم منطق در حوزههاى علميّه رائج و دارج است . امّا طبيعيّات با تمام شؤونشان و با همه متفرّعات مسائلشان ، از طبّ و نجوم و هيئت و مسائل زمين و آسمان ، متّكى بر برهان نيستند . مسائل اين علوم استقرائى است كه در امروزه بجاى كلمه استقراء ، تجربه نام نهادهاند . و همه گفتهاند و نوشتهاند و صفحات كتب را پر كردهاند كه : مسائل استقرائيّه موجب قطع و يقين نمىشود . بلكه مسائل ظنّيّه و مانندِ مسائل امروزه ، حدسيّه و فرضيّه ميباشند ، مگر استقراء تامّ كه افادهء علم و يقين را مينمايد . مسائل طبيعيّاتِ استقرائيّه نسبت به الهيّات برهانيّه ، فى المثل مانند فرضيّة حركات افلاك و تداوير مفروضه و ثابت بودن سيّارات در داخل جرم آنها ، و فرضيّة حركت سيّارات در مدارات خود بدون داشتن فلكى كه در جرم آن مُصْمَت و ميخكوب شده باشند ، مىباشد ؛ نسبت به نتيجهء محاسبهء رياضيدان و ستاره شناسى كه از روى قواعد رياضى ، حركت و زمان اوج و حضيض شمس و هر سيّارهاى را كه بخواهد ، و زمان خسوف قمر و كسوف شمس را بطور دقيق محاسبه مينمايد . محاسبهء منجّم و هيئت دان در هر صورت يكى است ، چون بر اساس قواعد رياضى ثابت و لا يتغيّر است . خواه بنا بر هيئت بطلميوس ، زمين را مركز عالم بگيريم و خورشيد را با جميع ثوابت و سيّارات به دور آن در حركت بدانيم ، و خواه بنا بر هيئت كپرنيك ، خورشيد را مركز ، و زمين و سيّارات را